محمد يار بن عرب قطغان

160

مسخر البلاد ( تاريخ شيبانيان ) ( فارسى )

هفتم : قاسم سلطان ، هشتم : طاهر سلطان . ذكر درويش خان بن براق خان بن سيونجك خان و او پادشاهى بود با عدل و داد و درويش مانند « 1 » و پيوسته در فيصل مهمات و قطع معاملات و به شريعت سرور كاينات و خلاصهء موجودات « 2 » عمل مىنمود و هيچ كارى به « 3 » خلاف شرع از وى چيزى ظاهر نبود ( 92 ب ) و ديانت قوى و عمل بر كمال داشت . بعد از آنكه پدرش براق خان در ولايت سمرقند وفات يافت ، بابا سلطان برادرش كه در آن بلدهء محفوظه بود ، لواى حكومت به طريق استقلال برافراشت « 4 » و صاحبقران سكندرنشان ابو الغازى عبد الله خان چون از اين حادثه آگاه گشت و امراى « 5 » سمرقند را با خود همراه ساخت ، به عزم تسخير سمرقند بر زين « 6 » ملك‌ستانى « 7 » نشست . و بابا سلطان از شنيدن اين خبر برج و بارهء شهر را محكم ساخته ، دروازه‌ها را نيز بربست و بىتوقف واقعه را قلمى كرده « 8 » نزد برادرش درويش خان به صوب تاشكند ارسال نمود و التماس مدد فرمود . بنابرآن درويش خان با سپاه فراوان و لشكر تاشكند و تركستان و مردم اخسى و اندجان ايلغار انداخت . و صاحبقران سكندرنشان چون از اين معنى خبر يافت ، ترك محاصرهء سمرقند نموده ، به طريق سرعت و استعجال و استقبال مخالفان پريشان حال « 9 » شتافت « 10 » و در درهء ايلان اوتى تلاقى فريقين روى داد و درويش خان به آن لشكر فراوان و ساير برادران شجاعت‌نشان ، پاى ثبات فشرده بازوى دلاورى گشاد . عاقبت در اندك زمان منهزم گردانده ، وادى به وادى گريزاند . و در اثناى اين حال سپاه لشكر و علامات عسكر بابا سلطان از صوب سمرقند مشاهده افتاد . و چون دو لشكر « 11 » و دو سپاه در برابر يكديگر رسيدند ، مبارزان بىتوقف از طرفين متوجه ميدان حرب

--> ( 1 ) . ت : و او پادشاه با عدل‌وداد و درويش مانند بود . ( 2 ) . ت : خلاصه موجود او ( 3 ) . س : « كارى به » ندارد ، از نسخه « ت » افزوده شد . ( 4 ) . س : بود . ( 5 ) . ت : وارثان . ( 6 ) . س : در . ( 7 ) . ت : شيبانى . ( 8 ) . س : « قلمى كرده » ندارد ، از نسخهء « ت » افزوده شد . ( 9 ) . س : « پريشان‌حال » ندارد ، از نسخه « ت » افزوده شد . ( 10 ) . س : رساند . ( 11 ) . ت : دو درياى لشكر .